تبليغاتX
امیرجعفری

امیرجعفری

یـــادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم!

نوروز باستانی مبارک

"هفت سین"

ديباچه نوروز

انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.

  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد.

 نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.

 و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.

 سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه

 ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است.

گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

 

آغاز سال

مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.

 آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود.

 وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.  

 

پيدايش جشن نوروز

در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

 

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

 

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

 

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

 

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 23  توسط امیرجعفری  | 

"چهارشنبه‌سوری"

"چهارشنبه سوری"

چهارشنبه‌سوری

 نام جشن و آیینی است که ایرانیان در آخرین شب چهارشنبه(سه شنبه شب) هر سال برگزار می‌کنند.

رقص با آتشدر این شب رسم است که آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و در زمان پریدن بخوانند:

«زردی من از تو، سرخی تو از من».

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است.

مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.

در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 12  توسط امیرجعفری  | 

شعر بهار

نو بهار آمد و گل سرزده ، چون عارض یار

ای گل تازه ، مبارک به تو این تازه بهار

 

با نگاری چو گل تازه ، روان شو به چمن

که چمن شد ز گل تازه ، چو رخسار نگار

 

لاله وش باده به گلزار بزن با دلبر

کز گل و لاله بود چون رخ دلبر گلزار

 

زلف سنبل ، شده از باد بهاری درهم

چشم نرگس، شده از خواب زمستان بیدار

 

چمن از لاله ی نو رسته بود، چون رخ دوست

گلبن از غنچه ی سیراب بود ،‌چون لب یار

 

روز عید آمد و هنگام بهار است امروز

بوسه ده ای گل نورسته، که عید است و بهار

 

گل و بلبل ، همه در بوس و کنارند ز عشق

گل من ، سر مکش از عاشقی و بوس و کنار

 

گر دل خلق بود خوش ، که بهار آمد و گل

نو بهار منی ای لاله رخ گل رخسار

 

خلق گیرند ز هم عیدی اگر موقع عید

جای عیدی، تو به من بوسه ده ای لاله عذار

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 17  توسط امیرجعفری  | 

کربلا(جایتان خالی)

خانه خرابه تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو

کربلا

خواهم زخدا که بی ولایم نکند

 غرق گنهم ولی رهایم نکند

 یک خواسته دارم از خدای تو حسین

 در هردو جهان از تو جدایم نکند...

(جای همه دوستان خالی مدتی بود که کربلابودم)

من با خیال عشق رخ ات زنده ام حسین

با این خیال دل ز همه کس کنده ام حسین

هر چند بی لیاقت و نا قا بلم ولی خود را بر آستانت افکنده ام حسین

تا سر سپرده ام به ولای تو تا ابد

از دولت ولای تو پاینده ام حسین

اگر نبود دلم لایق تو چه کنم که شده عاشق تو

منه نالایق به تو دل بستم نکشی دامن خود از دستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 16  توسط امیرجعفری  |